تبليغاتX
هســـــــــــــــــــــــــــتی

 

بگذار که در حسرت دیدار بمیرم

 

در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم

 

دشواربود مردن و روی توندیدن

 

بگذار به دلخواه تو دشواربمیرم

 

بگذارکه چون ناله مرغان شباهنگ

 

دروحشت واندوه شب تاربمیرم

 

بگذارکه چون شمع کنم پیکرخود آب

 

دربستراشک افتم وناچاربمیرم

 

میمیرم ازاین درد که جان دگرم نیست

 

تاازغم عشق تو دگرباربمیرم

 

تا بوده ام ای دوست وفادارتوهستم

 

بگذاربدان گونه وفاداربمیرم

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 19:16 توسط ..:: یلدا ::..

مسافر به انتظارت خواهم ماند.تا ابد برای همیشه...

 

زیرا میدانم که به سوی من باز خواهی گشت

 

پس با همه توانم تلخی این انتظار را تحمل میکنم

 

به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من با هر تپش خود

 

آهنگ خاطرات گذشته را می نوازد.

 

قلبی که در آن خاطره ها و خوشی ها تا ابد مدفون است

 

حتی اگر بدانم روزی جسم تو به سوی من باز نمی گردد

 

باز هم به انتظارت می نشینم.

 

شاید روزی صدای پایی را بشنوم که از آن تو باشد.ای محبوبم.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:39 توسط ..:: یلدا ::..

تو کجایی تا ببینی دیده های خیس من                                                      قطره قطره اشک چشمم چون که جاری شد ز تن

تو نمی دانی که این دوری شکسته شانه ام

سوت وکور و بی صدا شد خانه و کاشانه ام

دیدن عکست تسلای دل بشکسته است

نازآن چشمان زیبا در دلم بنشسته است

زندگی بی تو برایم همچو زندان است و بس

تو بیا شاید رها گشتم ز زندان وقفس

کاش روزی تو بفهمی در دل تنگم چه بود                                                   در دل تنهای من جز عشق تو چیزی نبود

ای که تو همچون نگینی می درخشی در جهان                                              پس چرا دور ازمنی و از دو چشمانم نهان!!!




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 16:58 توسط ..:: یلدا ::..

عشق یعنی. . .

عشق یعنی. . .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 11:21 توسط ..:: یلدا ::..

می خوام برای چشمات،ستاره قربونی کنم

برای شام مهتاب،شهرو چراغونی کنم

می خوام میون دستات،دستامو نقاشی کنم

برای با تو بودن،عشقمو حکاکی کنم

می خوام برای فردا،یه آسمون بسازیم

به نیت دلامون،برای هم ببازیم

می خوام صدای بارون تو لحظه جون بگیره

شاید دلای خسته با این آروم بگیره

می خوام دوباره گم شم تو فکر با تو بودن

چه رویای قشنگی،رویای با تو بودن. . .




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 10:24 توسط ..:: یلدا ::..

پژوهشگران دلیلی علمی برای عاشق شدن یافته اند.

دلیلی منطقی،برای احساسی که به هم داریم.

و منی که هیچ گاه اهل منطق نبوده ام،

به دیوانه وارترین شکل ممکن . . .

دوستت دارم!!!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 12:39 توسط ..:: یلدا ::..

در جلسه ی امتحان عشق من ماندم و یک برگه ی سفید.یه دنیا حرف نا گفتنی و یه بغل تنهایی و دل تنگی.درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود.در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!و برگه سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!عشق تو نوشتنی نیست...دربرگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم!وقت تمام است.برگه ها بالا.



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 10:35 توسط ..:: یلدا ::..

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست

اگر کلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست

اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست

اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست

اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راشتین من نسبت به توست

اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست

پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:20 توسط ..:: یلدا ::..

هراسم نیست از عشق

دلم از عشق بیزاره

رفیقان نا رفیق اند و عزیزان قاصد حسرت

دراین متروکه ی دنیا که یاری نیست

نشانی از کسی یا از دیاری نیست

به عشق جز خداوند اعتباری نیست




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:40 توسط ..:: یلدا ::..

تواین دنیای نامرد دو نفر بودن که همدیگرو دوست داشتن.دخترنابینا بود و عاشق پسرو همیشه میگفت:اگه من دو تا چشم داشتم واسه همیشه باهات می موندم یه نفر پیدا شد که چشماشو داد به دختره حالا دیگه اون می تونست عشقشو ببینه.وقتی درکمال ناباوری دختر متوجه شد پسر نابیناست با بی رحمی گفت:من نمی تونم با یه مرد نابینا ازدواج کنم ازپیشم برو وقتی پسر داشت میرفت...لبخند تلخی زد و گفت:مواظب چشمام باش.



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:29 توسط ..:: یلدا ::..